من Ma30کتی عسل ام این جام ماله منه!البته قابل شما رو نداره!بیشتر عسل صدام میکنن تو هر چی راحتی!
حوصلم سر رفته بی حوصله شدم...یه آدم کسل خسته!
یکی که 180 درجه اونور منه! انرژیم تموم شده شاید دارم تموم میشم شاید دارم نابود میشم...نمیدونم نمییدونم...
شاید آخرشه سرم گیج میره دنیا دور سرم می چرخه یهو نمیدونم چی میشه یکی از درونم میگه اینو بگم منم میگم.
"یه دوست می خوام!"
با گفتن این جمله اشکام در میاد آرره حالا فهمیدم من تنهااام دلم یه دوست می خواد نه از اینایی که زیاد دور و برمن دلم یه دوست واقعی می خواد یکی که بتونم همه ی حرفامو بهش بزنم گریه کنم سرمو بذارم رو شونهاش یکی که هیچ وقت نداشتمش یه جای خالی تو زندگیم براش هست!ولی اوون کجاست؟ کسی هست که من بتونم اینقدر بهش نزدیک شم و بهش اعتماد کنم؟!
به قول شهریار کوچولو" دکانی نیست که دوست معامله کند!
تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن!"
اهلی کنم؟! فکر می کنم این کارو بارها کردم....
اشتباه از من نبود!
ولی نمی دونم چرا نشد.
کاش یکی منو اهلی کنه...
یه دوست...
یه دوست واقعی!

من باختم من باختم!!!!!!!
کیش

مات
دل و دیده ای دارم اسیر بند ظلمت و شعله ای افروخته بر هر چه هست و نیست تمامی سرمایه عمرم را به حراج نیستی گذاشته ام وقدمی قوی بر نمیتوانم داشت.در گسستن این غل و زنجیرهای ابدی همراهم.سرگشته وادی حیرتم و زیر این طاق فیروزه ای جز مقیمان کوی فنا.به خود می اندیشم و نداشته هاو... .تفالی میزنم به خواجه شیراز
زین دایره مینا خونین جگرم می ده تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
نه خوابم و نه بیدار.انگار حوالی سحر است.صدای بلبلان تسبیح گوی کوی دوست می آید و نا خود آگاه نغمه سنج الحانشان می شوم.سر به زانوی حسرت گذاشته ام و دیده دریا کرده ام.دست به دامان سنایی دو عالم میشوم.زهره آسمانها و فاطمه زمینیان.زهرایی که چون دری بر تاج پیامبر اعظم می درخشد.دل به او میبندم و علاج درد کهنه دل از آن یکه عالم هستی می جویم.ان شریفی که شکوفه باغ ایمان است و موهبت الهی یادگار مانده از شب معراج.فضیلت توسل و تمسک به آن محدثه چنان جانم را پالایش میدهد که به ناز دانه های مکرمی از خانه اش حسن و حسین رو می آورم.آن ایزدشناسانی که که در دلمان آن مرضیه خوبیها و آن هماره معصومه رستند.چراغ افروز این شب دیجوری نور سجادی می شود که شهسواری است ولایت عابدان را.نورها را شفیع و واسطه میکنم به درگاه دوست تا به آن زاده صادق آن منتظر صالح میرسم.وجودم از برکت نورها نورانی میشود.و بسان یک حاجی که مجدد زاده شده و پاک و عاری از گناه است امید به آینده می یابم.سعیدی میشوم که بار شقاوت را بسی دور از فوز میبینم و در جهاد اکبری که پیش گرفته ام خود را بی یار و تنها نمی یابم.از حمید و مجیدی مدد میگیرم که هستی ام از اوست و با اوست که بخت نو شدن می یابم.بسان اسفندی که فروردین را فرا رو دارد و همانند زرگری که طلای زنگار رفته ای را جلا داده و از درخشش آن به خود می بالد.دیگر فرقی نمیکند کتایونی سارایی یا که میترا مهم این است که دیگر فقط لاری نیستی که حالا ناز ایل شده ای و فخر قبیله آدم ها!
مرده بدم زنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم.
این هموون متن است!که همووون همووون!![]()
![]()
![]()
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد!![]()
خوب دیگه ضیام گل کاشته!![]()
بابای!![]()
![]()
![]()
سننااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااممممممم!!!
حالتون شطوله؟
خوفین ؟خوشین؟
می بینم که کنکورتونو هم دادین و خیلی خوشحالین عین خودم البته یه غم پنهانیم اوون ته دلم هستاااااااااا!ولی خب نشدم نشد درک!سال دیگه!آزاد!زبان!Englandاون ور آب!Dubai قبرسی جایی!
به این میگن سرخوشییااااااااا!
خوب این مدت نبودم کلی دلم تنگ شده بود واستون!یه ذل له شده فود!
چه خبراااااااااا؟
ما رو نمیبینین خوشین؟
من که خیلی شما رو missکرده بودم!شما رو نیدونم!
از کجا شروع کنم حالا؟هووووووووووووووووم...
اول راجع به کنکور ریاضی صحبت کنم!که مورخ 6تیر ماه هزارو شیصدو هشتادو هپت داشتم اوهوووووم بهله!
اولین معضل بسیار بزرگ که بنده درگیرش بودم این بود که شب کنکور شام چی بخورم!!!!
Firstگفتم الویه با eXterAمایونز!!
ولی بعد گفتم نه!
هات داگ؟sandwich?شاورما؟ pizza?
Yeahhhhhh
PIZza
دیگه تهش پیتزا جوجه بزرگ میل نمودم! بعدشم یه سیخ کباب!(مامانم به زووورر کرد تو حلقم!)
بعد اصن استرس نداشتمااااا ولی اصن خوابم نمیبرد!
نه که خوابم نیادا ولی خوابم نمی برد!با خودم می گفتم نکنه استرس دارم و خودم خبر ندارم! داشتم از سردردم می ترکیدم!از اوونجاییم که باید صبح علی الطلوع میپاشیدم(!)پاشدم یه مشت قرص ریختم تو حلقم +یه لیوان آب!!بعدم لالا!
مامانم بیشتر از من استرس داشت!یعنی من که نداشتم اصلا"!
در حوزه با baxجمع شده بودیم هرهر کرکر اینا!همم مونده بودن تو کف آرامش ما فقط این اونوریا اونطرف تر ایستاده بودن پراسترس همچین!فیگور میومدن!ایییییییییییشش!
سنا و زهرام گریه می کردن!شاسکولینااا!
این مدرسه عادیام اصن هیچی!تو باغ نبودن!نمی دونم چرا اینجورین اینا!اگه یه روز کامل با اینا بمونم باید بعدش برم تیمارستان!انگار منگلن!
البته از دید اوونام ما یه جورری هستیم!بگذریم...
سوالم سخت بودنااااااا!
خدا کنه قبول شم!
حالا هنوز رو صندلیم بودم این دختره فرناز سال دومش بود میگه می خوای کتابامو بت بدم سال دیگه می خوای بخونی!واقعنااااااااا بچه پررو بش چیزی نگفتم ولی تو دلم 2تا فحشش دادم!آخه این چه طرزه رفتاره!
روز قبلشم که رفتم یه امامزاده با مامانم مکانی بوداااااااا!تو یه محله ی قدیمی من که چشامو گرد کرده بودم فقط تو کف اوونجا!
خیلی یه جوری بود!چن تا بچه داشتن از این یه بار مصرفا جمع می کردن! بیچاره ها دلم کبااااااااااب شد! مملکت ماست دیگه!
قدیمی بودااا!امامزادهه چوبی بود!یه پارچه روش بود میزدی کنار قبره معلوم بود!ترسیدم خوب! خواهرم می گفت تو چه جوری با این افاده هات رفتی اونجا؟!
گفتم خوب مامان بردم!چه کنم خوب!میگن حاجت میده!
بعدشم رفتیم 30هزار تومن آجیل شیرین گرفتیم+شکلات اینا واسه سر جلسم!+ساعت مچی!من هر چی میگفتم برام می خریدن خلاصه!
کنکور زبانم جمعه بعد از ظهر داشتیم!قبلش رفتم حمّام اونجام کولر مرکزی گذاشتن 30میلیون خرج سیستم سرمایش گرمایش کردن!با اینکه پلیورم رو بردم و پوشیدم ولی بازم سردم بود منجمد شدم اصن!
اوومدم بیرون مامانم دست گذاشت پهلوم گفت چرا یخ زدی تو؟دیگه میگه پلیور نمی خوام!
سر جلسه که کرکره خنده بود!
اولش که فقط می پرسیدن موبایل داری؟می گفتی نه می گفتن برو تو!اصن نمی گشتن!گفتم کاش دیکشنرییی موبایلی پیجریی mp4ای چیزی با خودم اوورده بودم!بعدشم یه شاسکول مدرسه عادیهی رشته انسانی!!
نشسته بقل دست من میگه:خوندی یم؟ میگم من واسه ریاضی خوندم زبانم هم بد نیست!با کمال وقاحت میگه:میشه از رو دستت بزنم!
من:هااااااا؟
بزن!بس شاسکول بود نمی دونست دفترچه ها کد داره مال اوون کد 9 من کد0!منم چیزی نگفتم!البته تلاش کردم چیزی نبینه ولی آخر سر گفت چن تا از رو دستت زدم!
میگه فردا کنکور انسانی داریم اصن حوصلشم ندارم من می خوام برم زبان!آخه پاسخ نامش که سفید بود!ملتم اعتماد به نفس کاذب دارنااا!
بگذریم بعد سرم گیجی ویجی میرفت!
سرمو گذاشتم رو صندلی یه 5minاستراحت کردم!می خواستم ببینم چه حالی میده سر کنکور خوابید!خوراکی می خورم....
خلاصه به جز سرگیجم بقیش خوف بود!
دعاااا کنین قبوووووووووووووووول شم!
یه چن روزیم از فردا شب میرم سفر!
دیشبم با bax رفتیم بیرووووووووووووووون جاتون خالی تا 2 بیرون بودیم کلی خوش گذشت!
Lov u all!
Kiss u all!
Wish best 4 u!
Take C@re ...

Babye dearssssssssssssssss
سلام![]()
خوبین شما؟ ![]()
به بخشید دپرسنگ گرفتم این پست فک کنم غم انگیز ناک بشه!انگار انرژیم تموم شده!آهنگ غم انگیز ناک گریه...
آخه دلم گرفته...![]()
![]()
خیلی
دیگه داشت عادت بلاگری از سرم می پرید!![]()
دیدم هیشکی نیست که باهاش حرف بزنم!مامانم اینام رفتن سفر منم گذاشتن درس بخونم!![]()
کاش یکی بود منو می فهمید حرفامو می فهمید!خسته شدم بس تظاهر کردم من خیلی شادم من از زندگیم راضیم!همیشه اینقدر این فیلمو بازی کردم که خودمم باورم شده!![]()
امیدوارم هیشکی این پستمو نخونه!آخه من هیچ وقت نخواستم کسی به خاطر من ناراحت شه همیشه دوست داشتم بقیه رو با لبخند ببینم اینجوری انرژی مثبت به منم میدن!![]()
همه می گن دیوونم!راستم میگن!![]()
یه دیوونه ![]()
حالم بده...![]()
کاش یکی بود میشد هر چی تو دلمه بگم!![]()
حالا حتما" همه فکر می کنن عاشق شدم و.... شکست عشقیم نخوردم!![]()
نه!
حرفم اینا نیست!![]()
من اینقدر محبت تو زندگیم دیدم که عقده ی محبت ولگردای خیابونو نداشته باشم!
دلم از دنیا گرفته!![]()
می دونی؟من با خدا قهر کردم!![]()
دیوونم نه؟![]()
می دونم!![]()
آخه خدا خیلی با من بد کرد خیلی بد کرد! میگن اون هر چی بخواد میتونه انجام بده!![]()
اینو خودم خوندم!تو دین و زندگیمون اینقدر از خوبیاش نوشته!![]()
ولی نمی دونم چرا با من اینجوریه؟!![]()
نمی دونم چرا!![]()
کاش بمیرم!![]()
من خودکشی نمی کنم!![]()
آخه خدا میخواد منو به مرگ تدریجی بکشه!آخه اوون خداست!نمی دونم چرا غروب جمعه ها همیشه اینجوریم!![]()
حالم بده!دعا کنین بمیرم!![]()
من کنکور برام مهم نیست دیگه درس نمی خونم چون با خودمم قهرم!حالم بد میشه وقتی به زور جلو خودمو میگیرم اشکام در نیاد بعد به جاش لبخند تحویل بقیه میدم!![]()
حالم بده!
دلم گرفته!![]()
خدا تو خودت می دونی چمه!خودت می دونی چرا ازت گلایه دارم!![]()
من دیگه نماز نمی خونم!چون من نمی خوام تشکر کنم واسه چیزی که بهم ندادی!اصن می خوام برم جهنم!![]()
نمی دونین چقدر وقتی جانماز می بینم دلم میگه برو طرفش!ولی من خیلی لج بازم!حتی با خودم دلم حتی با خدا![]()
آخه اوون واقعا" دلش می خواد من اینجوری زندگی کنم!؟
نمی دونم شاید دارم کافر می شم
نمیدونم شاید باز دیووونه شدم!![]()
حتما" زده به سرم!
نمی دونم![]()
دعا کنین زودتر بمیرم راحت شم!این زندگی نیست نه این هیچی نیست!![]()
![]()
هیچ و دیگر هیچ دنیام شده همین!![]()
الانم یه داستان زندگی یه نفر خوندم دیگه هر چی غم بود تو دل کوچیکم به زور جاشده!
دلم داره میترکه!![]()
کاش منفجر میشد!
اون وقت دل نداشتم!![]()
کسیم که دل نداره دیگه هیچ احساسی نداره دیگه قهر نیست با کسی!![]()
خداااااااااااااااااااا خیلی دوست دارم!یه ذره دوستم داشته باش! فقط یه بار بهم بگو دوسم داری حتی دروغ اونوقت شاید راحت تر این همه رنجی که واسم می فرستی تحمل می کنم!خدایی که میگن مهربونی!آره ...
خدا می گی؟![]()
شلام شلام!
یه سلام آبلالوهی به تو که خیلی هلویی!
یه سلام پرتقالی به تو که خیلی باحالی!
به سلام توت فرنگی به تو که خیلی قشنگی!
یه سلام نارنجی به تو که زودزود میرنجی!
یه سلام رنگین کمونی به تو که خود آسمونی!
خوفین؟خوشین؟احوالاتتون چنجوره؟؟خودت جوره جوری؟؟ پس چنجوری؟
مامانینااااااا بابایییییناااااا خوفن؟ خاله عمه عمو دایی آبجی داداش دوستات همه خوبن؟؟
خوب خدا رو شکر!
من؟
منم والا میگذرونیم!خوب و بد خوشی و غم درهم!
یه چند وقتی بود می خواستم آپ کنم ولی تا الان نشد!
این وبلاگم شده دفتر خاطراتی واس خودشاااااااا!البته تا حالا بیشتر شبیه اقرار نامه است!
مدرک جرم!
خوب این چند وقته هم خیلی باحال بود!یه عالمه مطلب دارم که بتایپم!اونم با این ناخنا!نمی دونی چقدر تایپیدن سخته!اونم فارسی پس حالا که من اینقده زحمت می کشم تو هم بشین تا تهش بخون بعد خوب نظرم بده دیگه!آخه اگه نظر ندی من با چه انگیزه ای باز بیام اینجاااا!ها هااااا؟آفرین!
پس یادت باشه آخرش commentبذاری!
خوشحال می شم!
خوب حالا از کجا شروع کنییییییییییم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آهان!
چند شنبه بود؟ آهان یادم اوومد فک کنم دوشنبه هفته قبل بود شب رفتم بخوابم ساعت 11:30شب!آخه اوون موقع که من خوابم نمی رفت ولی چون صبح علی الطلوع ساعت 7 صبح می بایست سر کلاس ضیا باشم رفتم زود بخوابم!ولی مگه خوابم برد؟
یه دو ساعتی که آهنگ گوش دادم !
بعدم با کلی بدبختی ساعت 2 اینا بود فک کنم خوابم برد!
صبح با بدبختی پاشدم!آخه خوافم میهومد خوب!
سر کلاس همش داشتم میمردم از بی خوابی! بالاخره کلاسام تموم شد !ظهرم نخوابیدم! یعنی رفتم دراز بکشم بعد هی احساس میکردم یه پشه میاد رو پام کلی پامو تکون دادم هی می رفت دوباره میومد!منم بالشتو گرفته بودم بغلم رو صورتم حوصله نداشتم نگاه بندازم!
بعد یه هو دیگه حرصم درومد گفتم دِهههههههههههههَ!حالا بگو با چه منظره ای مواجه شدم!امیر حسین مردم آزار که یه تیکه روبان دستش بود هی میکشید رو پای من خودشم غش کرده بود از خنده!
یه جیغی زدم رنگش پرید!بعدم با کلی بدوبیراه انداختمش بیرون اونم هی می خندیدو می گفت ببخشید ببخشید!ایییییییش!
بعدم آبجی خانم جونم با سونامی(سونیا!دختر خواهرم که من خالش باشم!) اومدن خونه ی مااا!این زلزله ی 10ریشتریه به خددا!تموم اتاق نازنینمو به هم ریخت!یه کارت نتم هم گم کرد! 
بعد دیگه داشتم میمردم از بی خوابی!ساعت 11 رفتم خوابیدم تا سرمو گذاشتم خوابم برد!بعد حدوده ساعت 2 صبح اینا سونیا اوومده تو اتاقم دادو بیدادو خاله خاله مسوده راه انداخته! 
دور وسایلم می رفت 2 دقیقه میومد رو تخت پیشم می خوابید منم تووو هپروووووووت!تو خواب هی می گفتم خاله دورت بگرده برو بیرون خوابم میاد!
نکن نریز به هم!دفترمو پاره نکن!کم مونده بود اشکم درآداااااااا!
بعدشم دستمو گرفته که خاله مسوده بریم پایین!منم با چشای بسته دستشو گرفتم با بدبختی رفتم پایین!(طبقه پایین!آخه اتاق من طبقه دومه!) مامانم اینا حیرون!که تو اینجا چیکار می کنی؟سونیا کی اومد بالا؟
خلاصه صبح دیگه مرررررردم تا پاشدم سر کلاسم واقعا" تو خماری هپروووت و خواب بودم تا 9!

بعدش اینقده خندیدیم که خواب از سرم پرید! از دست این معلم هاااااااااااااا!
فک کن زن خدمتگذارمون از لحاظ جثه نصف معاونمونه!معاونمونم با ابهت اینا!آدم میبینتش هول می کنه!
بعد وایساده روبرو معاونمون یه چیزی تعریف می کنه می خنده بد با دست هی میزنه تو شکمشو شونش ایناااا!
مام رو زمین ولو بودیم دیگه خیلی مسخره بود!
بعد ضیا آوازه خوان هم هست واسمون آواز خوند اینقده خندیدیم صداش انگار قرطاس بود!هی یم میگه من احساساتیم!خانمم نمیذاره برم مدرسه دختروونه!من میرم یه تیکه از قلبم میمونه اینجا!مام گفتیم هوووووووو روتو کم کن! بچه پررو!ولی کلا" بامزه بود کلی خندیدیم!
بعدشم با اسم و فامیلمون یه متن نفشته بود باشه اگه شد میذارم تو وبلاگ واقعا" قشنگ بود!
فعلنی!بای!
نظر بدییاااااااااااااااااا!

امروز اصن از صبح حالم خوش نبود!اصن از دیشب!![]()
دیروز که سنجشم اوومد به به چه گلی کاشته بودم!![]()
![]()
امروز صبحم که دیگه هیچی!داشتم میمردم بس حالم بد بود به هر زحمتی بود پاشدم رفتم کلاس ضیا نمی دونم چه جوری تا ۲طاقت اووردم!![]()
حالا چی تازشم!صبح که خونمون برق نبود تا من می خواستم برم برق اوومد!رفتم schoolبرق بوداااا بعد ییهو رفت بعدم گفتن پاشین از تو سالن برید تو کلاستون همون جا با بدبختیتون تا حالا سر کردین دیگم رووش!سالنو لازم داریم این ضیام از ما بدبخت تر!این وسط خانمشم بهش گیر داده بود!ما رو کشت با زنش!خاک تو سر زن ذلیلش کنن!![]()
![]()
بعدم تا حالا که همش بدبیاری نازل شده!![]()
![]()
![]()
دیروز صبح از مدرسه زنگ زدن قطع شد!دوباره بعد نیم ساعت زنگ زدن!(من زنگیدم مغشول بود)منم گفتم قضیه ی قبضاست؟کتاباست؟سوالاست؟ماشین خانم....اِ؟امتحان دیفییه؟قضیه ی چیه؟آخه من شاهکارام زیاده!هر کدووم لو بره بدبخت شدم!![]()
![]()
![]()
حالا بگو چی بود؟![]()
![]()
معصومه جون واسه پروندت عکس لازم داریم!6تا با حجاب،3*4 با مقنعه!![]()
لعنت بر خرمگس معرکه بانوی علافان دربار!جلوبندی!![]()
![]()
بی خیال امروز!بی خیال سنجش!بی خیال دنیا!
اصن میرم مثه این دختره اصفهانییه ساناز خودکشی میکنم!گوجم که شده کیلو خداتومن!
آلبالو شیر برنج پفک!مایونز همه چیم که گروون شده!دیگه من با چه امیدی زندگی کنم آخه؟
سال شکوفایی دیگه!جوونه زدن!![]()
بی خیالی طی کن!((اگه بذارن))![]()
ذت زیهاااااااد!![]()
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بهدا" نفشت:::
الان شعر جدید افشینو میشنوم(بشنو و باور نکن! اون که میگه دوست داره بشنو و باور نکن!برات یه بی قراره بشنو و باور نکن!)
قشنگ خونده!به به گوش کنید!![]()
![]()
این از تبلیغ!!!!!!!!!!![]()
رفتم عکس بگیرم واسه مدرسه عکاسه گییییییییییر منم عصاب مصاب به قولی یخ!!!![]()
موهات بیرونه!نه بازم بیرونه!
چرا اخم میکنی؟ چشاتو چرا گشاد می کنی؟موهااااااااات!خلاصه چرا در گنجه بازه؟کو تخم مرغ تازه؟چرا استخرتون روبازه؟مسخره!![]()
آخرم یه عکس گرفت!کی روش میشه نشون کسی بده!خدا رحم کنه!![]()
آهان یه آهنگ دیگم هست قشنگه!Tonight I'm going to make love with U tonight I'm going to be part of U
اینم گوش کنید! به به~![]()
![]()
یه عالمه حرف داشتمااااااا یادم رفت!![]()
پس فعلنی!![]()
راستی روش خوب و بی درد خودکشییم داشتین بگین!![]()
در ضمن خجالت زده مون نکنین تو رو خدا چقدر نظر میدین!نکنین اینکارو!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام چطوری؟
خوب این چند وقته نبودم خوب نتونستم بیام!
خوب مگه من بیکارم کار دارم!
اِاِ چرا اینجوری می کنی!
حالا که اوومدم!می خوای برم؟؟!
پس چی می گی؟ خوب مثه بچه آدم بگو دلت واسم تنگیده بود دیگه این چه حرکتیه!!!! 
منم دلم یه ریزه شده بود!برای اینجا برای شما!

خوب این چند روزه نبودم هوارتااااا اتفاق حادثه یا مثلا"فاجعه رخ داده!
خوب صبر کن چقده عجولی واست تعریف می کنم الان!دهه!
چرا میزنی!
خوب اولش 5 شنبه بود که با توک کلاس داشتیم باز!لای در مدرسه یه چیزیایی کاغذی چشمک چشمک میزد!
مام کنجکاااو(فضول چیه بی تربیت می گم کنجکاو!)
رفتیم جلو با Bax!بگو چی بود حالا؟ اگه گفتی؟ چی؟نه!جایزه می دم؟نه بابا!پس هیچی؟ ای پول پرست! باشه تو بگوو جایزم می دم!
ده ههههههههههه اصن عزیزم خودتو خسته نکن!چن تا قبض تلفن بود!!!
حالا که چی؟
خوب می خواستیم ببینیم که چقد پولش اوومده اولش! آخه نمی دونی چه سواستفاده هایی که نمی کنن از بیت المال
پول ما بدبختا رو می دن که با عمه جون و شهین خانم و مهین جون دستور العمل آشپزی ردو بدل کنن یا مثلا" راجع به دختر اختر خانم تبادل اطلاعات کنن!
در همین اثنا افکار شیطانی به سراغ اینجانب آمده هر چه به جدال پرداختیم موثر واقع نشدی و قبوض محترمه رو مچالیده نمودی! در سطل زباله انداختی خنده ای بدجنسانه سر دادی!
بکس:دیوووووووونه!
من:جانم؟
بکس:این چه کاریه؟
من:بده؟یه کم میخندیم!تلفن که قطع شد حالشون جا میاد!
بکس:باج بده لوت می دیماااااااا!
من:عمرا"!هذا کذب مبین!من نبودم!درووغ گوا!
بکس:اِ
من:بهههههههههله!
بکس: بدبخت اثر انگشت!
من:پاک کردم!
_____________________________________________________
اِ من سادیسم دارم؟!نخیر!حقشونه!
شما که اینا رو نمی شناسین!بههههههههله!حقشونه!اصن دلم خواست!جون؟اصن تو چرا ناراحتی؟نمی تونی خنده ی ما رو ببینی؟ دهکی!رفیق ما رو داشته باش!
این بکس مام از خداشوون بود فقط ترسو هستن!همین!
__________________________________
____________________________
_____________________
_________________
_____________
________
____
__
_
خوب دیگه چی شد؟؟؟
صبر کن فک کنم!
یه خاطره توک بود باحال بود!و طولانی باشه اگه حوصلم شد میگم!
ناز میکنم؟
نه بابا جون تو حس تایپش نیست!
اصرار نکن!
باشه حالا 2 تا از جوکاشو میگم خاطره هه باشه بعد!
باشه؟
یه گروه سرباز ایرانی میرن چتر بازی همه میپرن!یارو ترکه نمی پریده!می ترسیده!
مافوقش میگه : بپر!
ترکه:نوچ!عمرا"
مافوقش اصرارو اصرار و دستور واینا!
ترکه:یخ!نچ!نه!نهی!نو!لا!
مافوقش (باید ارق ملیشو بیدار کنم)
فرزند کجایی؟
ت:آذربایجان!
م:آذربایجان مادر ایرانه!تو فرزند مادر ایرانی برای ایران بپرو...
آقا اگه گفتی چی میشه؟
ترکه جو گیر میشه!چترشو باز می کنه!می پره!
*************************************
*************************************
قشنگ بود نه؟ نبود؟ بی مزه بود؟ ذوق نداری بدبخت!
آفرین از این یکی یاد بگیر که رو زمین پهنه!به این قشنگی تعریف کردم!
خوب دیگه خسته نباشم!باقی شو بعد!
جک دوم؟
حسش نیست باشه بعد!
ملششششششششششششششیی
راستی بش اینجولی حلف زدم پرچ سدم!ش رو س می گم ق رو ک ر رو ل!!!!!!!!بعسی وقشاهااااااااااااااااااا!
بگذریم!
خبافظظظظظظیی ی ی ییی ی ی یی ی ی یی!
شلام شلام شدتا شلام!هوارو سیشدتا شلام!![]()
خوبین؟ خوشین؟
سلامتین؟قبراقین؟شادین؟روزگار چطوره؟مامانینا خوفن؟![]()
![]()
خوب خدا رو شکر! اولشم وفات حضرت معصومه رو تلسیت می گم!![]()
![]()
راستی معتاد نشدماااااااااا!این تریپی حرف زدن کیفش بیشتره!![]()
![]()
راستییاتش من وبلاگ زیاد دارم هوارتااااااااااااااااااا!![]()
ولی این یکی یه چیز دیگستاااااااا!نیست؟ واس من که هست!![]()
![]()
نه از نظر قالب و بازدیدکننده وand so on
But also COZ I can say every thing I want here!![]()
اوخ ببخشید باز زدم کانال دو!![]()
عادت می کنین!![]()
من اینجوریم حالا کم کم با هم بیشتر آشنا می شیم!![]()
فقط اومیدوارم هیش کدووم ازreal friendآم!از اینجا عمدا"ویا سهوا"سر در نیاره!![]()
آخه من آدمیم که دوس ندارم همه از همه چی باخبر شن!![]()
![]()
تازه شاید غیبتم کنم!ضایع میشه ببینن!
اوون روز سر کلاس توک (استاد،همون مهلم!) یه سوال پرسید که این تخته همیشه امواج الکترومغناطیس تولید می کنه پس چرا تو تاریکی نمی بینیمش؟![]()
بعد کلی بحث کردیم و کاملا" توضیح داد چرا!![]()
![]()
بحث بعدیم شروع کرد و تموم شد!بعد یکی از این تجربیا می گه ببخشید آقای توک!(مخففه) نگفتین چرا تخته رو نمی بینیم! ![]()
![]()
![]()
![]()
یعنی آخه IQمشنگ قشنگ می پرسیدی لیلی زنه یا مرد که قشنگ تر بود!![]()
خلاصه تا نیم ساعت بهش خندیدیم!تجربین دیگه آخیییییییی!![]()
بعدشم این توک از این شهره زیاد خوشش نمییاد حال می کنه حالشو بگیره!
به ما گفت یه جشن پتو واسش بگیریم حسابی حالشو جا بیاریم!
شهره:اینجا پتو پیدا نمی شه!![]()
من:چرا یه دونه تو نمازخونه دیدم!![]()
شهره:![]()
کلاس:![]()
در ضمن یه چی گفت توک باحال بود گفت:اینجا ایرانه!ایران!از هیجی تعجب نکنین!همه جا دلار بره بالا نفتم میره بالا اینجا رابطه ی عکس دارن!
چقده دلم واسه ایران آریایی تنگ شده!
چقد دلم تنگ شده واسه اینکه وقتی می گم ایرانیم آسمونو نگاه کنم!
...
بای!![]()
![]()
![]()